plus
reset
minus
plus
minus
تاریخ انتشارچهارشنبه ۶ اسفند ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۴۹
کد مطلب : ۳۴۹۲

دکتر غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی در گفتگوی اختصاصی با هفته نامه اقتصادی تجارت فردا از مخاطرات فرونشست زمین می‌گوید: خالی شدن زمین زیر پای ایران

بحرانی که با مصرف منابع آب زیرزمینی، کشاورزی بی‌ضابطه و غیرمسئوولانه و همین طور چاه‌های غیرمجاز و بی‌مسئولیتی نهادهای حکمرانی عمیق‌تر شده حالا به جایی رسیده که غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی، رئیس سازمان نقشه‌برداری کشور می‌گوید: تمامیت سرزمینی با فرونشست در حال از بین رفتن است اما هیچ نهادی مطلفاً مسئولیت خودش را نمی‌پذیرد و باید در انتظار یک بحران عمیق سرزمینی باشیم.
دکتر غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی در گفتگوی اختصاصی با هفته نامه اقتصادی تجارت فردا از مخاطرات فرونشست زمین می‌گوید:  خالی شدن زمین زیر پای ایران
plusresetminus
به گزارش روابط عمومی سازمان نقشه برداری کشور، دکتر غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی رییس سازمان نقشه برداری کشور در گفتگوی اختصاصی با هفته نامه اقتصادی تجارت فردا درباره مخاطرات فرونشست زمین گفت:«تمامیت سرزمینی با فرونشست در حال از بین رفتن است اما هیچ نهادی مطلفاً مسئولیت خودش را نمی­پذیرد و باید در انتظار یک بحران عمیق سرزمینی باشیم.»

در گفتگویی  که می خوانید بحران فرونشست بررسی و از زبان رییس سازمان نقشه برداری کشور تشریح شده است. شرح مصاحبه از این قرار است:

آیا مقامات و مسوولان کشور تازه متوجه بحران فرونشست زمین شده­اند یا این مسئله پیشتر وجود داشته است؟ آیا مساله به مدیریت آب  و خاک و به طور کلی سرزمین ایران مربوط است یا نوعی پدیده طبیعی است؟
فرونشست زمین یک شبه به جود نمی­آید. این اتفاق یک پروسه زمانی را طی می­کند و براساس اتفاقاتی شکم زمین خالی می­شود و خاک لایه لایه می­شود و پایین می­افتد و فرونشست شکل می­گیرد. این مساله از قبل وجود داشته است اما متاسفانه مثل مباحث محیط زیست از جمله دفع زباله، آلودگی هوا، آلاینده­های مختلف، آلودگی سواحل دریاها و ... و این بحران که جدی­تر از خیلی از بحران­هاست مورد توجه نبوده و اهمیتی برای رفع آن قائل نشده­­اند. نتیجه این می­شود که روزی بیدار می­شویم که بخش اعظمی از دشت­های ایران نشست کرده و پایین رفته است. دشتی که دچار فرونشست شده باشد دیگر اساساً کیفیت زمینی  دشتی را از دست داده و خراب شده است. متاسفانه در بخش­هایی از تهران، ورامین، هشتگرد و حتی دشت قزوین به شدت دچار مشکل فرونشست هستیم. برخی از تاسیسات حیاتی کشور نیز به همین شکل دچار مشکل شده­اند. همین اکنون که خطر به وضوح آشکار شده و نهادهای متولی در جریان این حادثه قرار گرفته­اند  باز هم حساسیت لازم برای رفع مشکل یا آمادگی برای کاهش خسارات آن و مباحثی در این مورد وجود ندارد.
 
 
پس علاوه بر اینکه نظام حکمرانی در ایران متوجه بحران فرونشست به عنوان یک خطر جدی و بالقوه شده است دیر هم دارد برای مدیریت آن وارد عمل می­شود و واکنش آن متناسب با شدت بحران نیست؟
نمی­توانم بگویم دیر متوجه شدیم چون تصورم بر این است که بیش از ما هم مسئولان می­دانستند چنین مشکلی وجود دارد ولی اهمیت چنین موضوع حیاتی را درک نکرده و ساده از کنار آن گذشتند. خطوط ریلی در ایران تاکنون 5/12 سانتی متر نشست کرده است در دنیا اگر خطوط ریلی یک سانتی متر نشست کنند حساسیت ملی بر روی آن تا سطح بحران افزایش می­یابد اما در کشور ما چند دهه است که مشکل دارد عمیق­تر می­شود. اما هیچ کس ککش هم نگزیده است، نمی­توانیم به دلیل مسائل طبقه­بندی شده جاهایی را که این نشست 5/12سانتی متری اتفاق افتاد اعلام کنیم ولی قاطبه خطوط ریلی ما در معرض خطر قرار دارد.
 
پرسش اساسی همین است که فرونشست­ها چه نوع تاسیساتی را هدف می­گیرند و چگونه این تاسیسات مهم کشور را تهدید می­کنند؟

چند مساله مهم باید مورد توجه قرار گیرند و یکی از آنها این است که فرونشست­های ما عمدتاً در دشت­ها اتقاق افتاده­اند. به دلیل حفر چاه­های غیرمجاز و برداشت­های آب­های بی رویه از سفره­های آب زیرزمینی این آب به سطح آمده و به دلیل دمای هوا تبخیر شده و نه مورد استفاده قرار گرفته و نه در دل زمین باقی مانده است بنابراین هر 10 لیتر که آب برداشت شده است تنها یک لیتر آن پایین رفته است. بنابراین چند صد سال طول می­کشد تا آن آب برداشت شده جبران شود. در نظر بگیرید ایران کشور خشک و نیمه خشکی است و بارندگی کافی برای تامین این حجم از آب از دست رفته را ندارد. چراکه ما از نعمت باران واقعاً محروم هستیم اکنون در برخی از شهرها و کلانشهرهای ما فرونشست دارد، به وضوح رخ می­دهد، سیل چندسال گذشته گرگان محصول همین فرونشست­ها و برهم خوردن ساختار توپوگرافی منطقه و ایجاد چاله گونه­هایی بوده که می­توانست آب را هدایت کند یا در خود نگه دارد.
نتیجه این اتفاق این است که در یکسری از دشت­های کشور نشست­ها به اندازه­ای است که خطوط تاسیسات ریلی و راه آهن­ها و باندهای فرودگاه­ها، بزرگراه­­ها و حتی تاسیسات پتروشیمی­، پالایشگاه­ها، بیمارستان­ها و کارخانه­های عظیم و... دچار آسیب­ها و  بحران­های جدی شده است. تقریباً به طور قاطع می­توانم بگویم اگر امروز بخواهیم در ایران خطوط ریلی ایجاد کنیم نمی­توانیم روی نقشه مسیر را تعیین و قطعی کنیم بلکه برای خطوط کافی نقاط را با مطالعه دقیق فرونشست و مخاطرات مرتبط با آن در اختیار داشته باشیم تا بتوانیم خط ریلی جدید ایجاد کنیم.

به جز برداشت آب از سفره­های زیرزمینی که ظاهراً در ایران نزدیک به 80درصد این منابع بنا به آمارهایی که منتشر شده برداشت شده است چه عوامل دیگری به صورت طبیعی یا انسانی در شکل گیری بحران فرونشست خاک در ایران دخیل بوده است؟
عمده این مشکل با بجث برداشت آب ایجاد شده است. یعنی سفره­های زیرزمینی آب در ایران به نحوی تخلیه شده که مخاطرات جدی در نشست زمین ایجاد کرده است. اما باید برداشت دیگر مایعات و گازها از درون زمین را نیز به فرونشست منجر می­شود اما مشکلی که الان با آن روبرو هستیم بحث منابعی آبی است که به رغم اینکه ما کمیته آب در وزارت نیرو داریم اما با عدم همکاری وزارت جهاد کشاورزی روبرو هستیم وزارت جهاد کشاورز ی که 90درصد منابع آب مصرفی در ایران در این حوزه مصرف می­شود اساساً مسئولیت­پذیر نسیت این عدم مسئولیت پذیری عامل جدی است فرونشست اکنون یک خطر جدی برای تمامیت ایران است.
 
وزارت کشاورزی 90درصد منابع آب ایران را مصرف می­کند اما مسوولیتی نمی­پذیرد نقش جانمایی و آمایش سرزمین در این زمینه چیست؟ مثلاً وزارت کشاورزی موظف شود در جایی که آب نیست کشاورزی را تعطیل کند؟
بله . آمایش سرزمین مساله مهمی است. ما باید آمایش سرزمین مجدد انجام دهیم. مثلاً در دشت ورامین تحت هیچ شرایطی نباید هندوانه کاشته شود. وزارت کشاورزی زیر بار نمی­رود. باید هم فرسایش خاک را درنظر بگیرد و هم به میزان ذخایرآبی در اعماق زمین توجه کند. برای درک بهتر وضعیت باید آمایشی جدید در ایران اتفاق بیفتد. ضمن اینکه وزارت کشاورزی باید سمت و سوی کاشت را به سمت کشت­های کم مصرف سوق دهد و از روش­های غرق آبی استفاده نکند.

فرونشست­ها کدام بخش­های ایران را بیشتر تهدید می کنند؟ آیا همه ایران را تهدید می کنند یا لزوماً بخش­­های خاصی از کشور را تهدید می­کنند؟
واقعاً اگر بگویم همه ایران در معرض فرونشست هستند اغراق نکرده­ام. حتی استان­های شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران نیز دچار فرونشست هستند این استان ها که دارای ذخایر آبی سفره های زیرزمینی هستند و اساساً سطح آب در این دو استان بالاست. اکنون نمی توانیم بگوییم دچار خطر نیستند این ادعا را شما تا آخرین استان ایران در نظر بگیرید؛ چه وضعیتی بر آنها حاکم است. اطلاعات و عکس­های ماهواره­ای نشان می­دهند که میزان و عمق خالی بودن زمین در ایران تا چه اندازه خطرناک و تاسف آور شده است. اگر این تصاویر را ببینید خواهید دید چه اتفاقات تلخی افتاده است. در نهایت باید گفت هرچقدر به سمت مرکز کشور حرکت می­کنیم عمق فاجعه فرونشست زمین شدیدتر است. البته استان­های شمالی کشور نیز در این فاجعه دخیل هستند و این طور نیست که فرونشستی ندارند. در شرق و شمال شرق کشور نیز دراستان گلستان یک فاجعه تمام عیار رخ داده است. آمار سیل سال گذشته در گلستان به ما ثابت می­کند دلیل این سیل از فرونشست­ها بوده است.

تا زمانی که رسانه­ها امکان اطلاع رسانی  از چنین بحرانی را با این شدت خطر و تهدید نداشته باشند مطالبه­ای برای حل مساله شکل نمی­گیرد اما با شناختی که از نهادها داریم همه چیز تحت عنوان تشویش اذهان عمومی و مسائل طبقه بندی شده پنهان سازی می­شود و بحران به مرحله غیرقابل کنترل می رسد. آیا نیاز نیست این اطلاعات و هشدارها زودتر با کمک رسانه ها عمومی شوند تا راه حل نهایی و کارآمد به دست بیاید؟
من به عنوان رئیس سازمان نقشه برداری کشور کاری که می­توانم بکنم این است که به تمام مقامات کشور مساله را با اطلاعات و آمار کافی و نقشه و.. اطلاع دهم که این کار را کرده­ام. اکنون هیچ مسئولیتی در ایران نیست که بتواند بگوید از بحران فرونشست و خطر جدی و مخاطرات اساسی آن اطلاع ندارد. هیچ­کس، هیچ مقام مسئولی در ایران نیست که اکنون نداند در کدام منطقه از کشور چه اتفاقی دارد رخ می­دهد. یا فلان خطوط ریلی و باند فرودگاهی، تاسیسات، پتروشیمی و پالایشگاهی، بیمارستانی و ... با خطر فرونشست مواجه است. این ادعا مستند به نامه­­ها و درخواست­ها و ارائه اطلاعاتی است که از سوی سازمان نقشه­برداری در طول حضور بنده دراین سازمان به نهادهای متولی ارائه شده است. اما برای اینکه تشویش اذهان نشود و افکار مردم دچار آسیب نشود و به عنوان یک نهاد دولتی مجبور هستم در قالب طبقه بندی محرمانه این اطلاعات را داختیار مئسولان و نهادهای متولی بگذارم.
 
 
 
راه حل­­های شناسایی و مدیریت فرونشست­ها چیست و سازمان نقشه برداری کشور با آن کیفیت فنی که دارد چگونه می­تواند در حل این بحران جدی موثر واقع شود؟
ما در سازمان نقشه برداری برای همه ایجاد مسئولیت کرده­ایم. از زمانی که وارد این سازمان شدم و برنامه را بر این اساس گذاشتم که اطلاعات مرتبط با تمام نقاط کشور را استخراج کنیم این کار را کردیم امروز یک پهنه بزرگ فرونشست در سراسر کشور را در اختیار سازمان­های مختلف گداشتیم. ما می­توانیم نظر خودمان را به نهادهای متولی ارائه دهیم. اما مساله این است که نهادهایی که به آنها اطلاعات می­دهیم به ما می­گویند چرا این اطلاعات را به ما می­دهید؟ یعنی خودشان را مسئول نمی­دانند و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می­کنند. مثلا وزارت جهاد کشاورزی به ما می­گوید این اطلاعات را باید به وزارت نیرو بدهید نه به ما. ما می­گوییم مسئول بخش مهمی از این مساله شما هستید و حتی شما مقصر هستید مسئولیت بخش دیگری نیز با وزارت نیرو است. وزارت کشاورزی در ایران اساساً متوجه ممنوعیت کشت نبوده است. برداشت آب در ایران را در نظر نداشته است. این باعث تاسف است که یکی از نمایندگان مجلس در کمیسیون تلفیق گفته بود که ما در استان­های جنوبی با افتخار اجازه کشت برنج داده­ایم. این کار نه تنها افتخار نیست بلکه ناشی از نادانی و نا آگاهی است و این شخص نمی­داند چه اتفاق تلخی دارد برای کشور می­افتد. در صورتی که تنها سه استان مجاز بودند برنج بکارند این لزوماً لطف به این سه استان نیست. بلکه میزان ذخایر آب زیرزمینی این استان­ها به اندازه­ای است که بتوانند این کار را انجام دهند بقیه جاها چنین ظرفیتی ندارند. یک جاهایی از ایران نباید برخی از محصولات کاشته شود اما وزارت جهاد کشاورزی اساساً متوجه این وضعیت طبیعی در ایران نیست. بلکه یک دانه هندوانه 200 تا 250 لیتر آب برای به ثمر نشستنش مصرف می­کند این هندوانه را نباید زورکی در منطقه­ایکه آب ندارد اجازه کشت داد و برای آبیاری آن مجبور باشند آب از سفره­ها برداشت کنید. بعضی جاها در ایران به وسعت 135 کیلومتر نشست زمین داریم. پروفیل­های طولی در پروسه 12ساله چهار متر نشست کرده است. در نهایت باید عرض کنم باید به صورت ویژه به مساله فرونشست در ایران نگاه شود ما داریم اطلاع رسانی می­کنیم. در سایت http://www.ncc.gov.irاطلاعات زیادی برای متولیان بارگذاری شده است. وظیفه ما هشدار دادن در این زمینه است. اگر هرچه سریع­تر مساله مورد برسی قرار نگیرد و رویه­های مدیریت سرزمین در ایران تغییر نکند ایران دیگر کشوری برای زیست نیست و تمام سازه­ها و تاسیسات ما در معرض تخریب خواهد بود و سرزمین دچار فرسایش شده و اساساً تمدن ما نابود خواهد شد. این یک هشدار جدی است.
 
چرا اساساً این پدیده در دهه­های گذشته جدی گرفته نشده و راه حل­های پیشگیرانه در مناطق مستعد طراحی نشده است؟ به نظر می­رسد نظام مدیریت حکمرانی در ایران مساله را جدی نگرفته است؟
نظام چند مدیریتی در کشور یکی از مشکلات اساسی در نظام حکمرانی ماست. نهادها در ایـــران مسئولیتی نمی­پذیرند. دستگاهی که مسئول مصرف بی اندازه آب است و مثلاً دشت ورامین، هشتگرد، زنجان و... را به این روز انداخته است به جای آنکه خودش را مسئول بداند شانه خالی می­کند. این اتفاق نمی­افتد هیچ نهاد مسئولی وجود ندارد که پاسخگو باشد ما نیازی به نهاد مسئول بالادست نداریم. ولی هیچ نهادی در پایین دست هم مسئولیت قبول نمی­کند. این هولناک است.
 
آیا تقسیم وظایف برای برعهده گرفتن نقش راهبردی برای پیشگیری از فجایع در این زمینه صورت گرفته است؟
 من متولی بحث فرونشست زمین و حرکت­های زمین و گسل­ها و جزرومد دریاها در ایران هستم. اما اتفاقی که این وسط افتاده این است که من به عنوان متولی در خیلی از کمیته­ها و کمیسیون­ها نیستم. من دارم با بقیه به وزارت کشور، وزارت نیرو و... اعلام می­کنم که من این کارها را می­توانم انجام دهم بگذارید دراین جلسه­هایی که تشکیل می­شود من به شما اطلاعات ارائه دهم چون ما در سازمان این اطلاعات را در اختیار داریم. من واقعا دارم خودم را به این نهادها تحمیل می­کنم من اگر این اخطارهای فنی و علمی و مستند را ارائه ندهم آنها اساساً توجهی نمی­کنند اما واقعیت این است که اکنون به خاطر اطلاعاتی که از وضعیت بحرانی مناطق مختلف در اختیار نهادهای مختلف گذاشته شده اگر روزی اتفاقی در هرجایی از کشور مرتبط با فرونشست رخ دهد ما از این نهادها شکایت خواهیم کرد و به مردم خواهیم گفت که ما این هشدارها را دادیم اما توجهی نمی­شود. غیر از وزارت کشاورزی ما با وزارت نیرو هم چنین مشکلاتی را داریم. این وازارتخانه در قبال چاهای غیرمجاز هیچ اقدام پیشگیرانه انجام نداده است. یکی از اشتباهات بزرگی که در ایران صورت گرفته و اساساً سرزمین را با چالش بحرانی مواجه کرده همین خطر چاه­های غیرمجاز است. وزارت نیرو باید با همراهی قوه قضاییه این جاها را پلمپ کنند اما چنین اتفاقی نمی­افتد اگر قرار است مساله فرونشست و آب­های زیرزمینی و مساله مدیریت سرزمین در ایران حل شود باید یک بار برای همیشه در جاهای غیرمجاز پلمپ شود و برای حفر چاه محدودیت­های سختگیرانه و فوق­العاده فنی در نظر گرفته شود.
 
اگر فرض را براین بگیریم که هیچ نهاد مسئولی وظیفه­اش را به رغم تاکیداتی که جنابعالی و سازمان تحت نظارت شما دارید انجام ندهد و در نهایت وضعیت مدیریت سرزمین در ایران در آینده چه خواهد شد؟
ابتداً عرض کنم که پیش از مسئولیت بنده تمامی اطلاعات و نقشه­های تهیه شده در این سازمان می­ماند و به نهادها ارائه نمی­شد اکنون اما من به همه مقامات تذکرات لازم را داده­ام اما واقعاً نمی­دانید چه اتفاقی برای ایران خواهد افتاد؟ کشور ویران خواهدشد. سربسته به شما بگویم در سه منطقه تهران دیگر به هیچ عنوان نمی­توانیم ساختمان بلند مرتبه بسازیم. اوضاع در تمام کشور البته خطرناک است اما حتی تمام خطوط ریلی، فرودگاهی، بزرگراهی و آزادراهی کشور در معرض فرونشست است. این خطر جدی است و بخش اعظمی از کشور دچار مشکل است. راه حل این است که وزارت نیرو با اهرم وزارت کشور کیتمه آب را به طور جدی مورد بررسی قرار دهد و تحت پوشش بگیرد و اقدام کند. اگر می­خواهند مساله حل شود باید بطور جدی با متخلقان برخورد قاطع شود.
 
آیا نیاز نیست که در قوانین و ضوابط جانمایی جدید تاسیسات و ساختار زیربنایی کشور تغییری اساسی ایجاد شود؟
اکنون باید فهمید فرونشست به چه معنی است فکر کنید زلزله­ای در کشور رخ داده است همه نهادها چگونه بسیج می­شوند؟ برای فرونشست باید شبیه به احتمال وقوع زلزله بسیج صورت بگیرد. از سویی هم نیاز است که قوانین و ضوابط برای چنین مخاطراتی مدیریت و بازنمایی شود. من برای ایجاد ذهنیت درست و عالی درباره این فاجعه به تمامی سران کشور از جمله رئیس جمهوری اطلاعات فرستادم و این را کار همچنان انجام می­دهم. البته در واکنش به اطلاعات ارسالی من همه به هم نامه می­زنند و به هم تذکر می­دهند. (با خنده)
به جز برداشت آب از سفره های زیرزمینی که ظاهراً در ایران نزدیک به 80درصئ این منابع بنا به آمارهایی که منتشر شده برداشت شده است چه عوامل دیگری به صورت طبیعی یا انسانی در شکل گیری بحران فرونشست خاک در ایران دخیل بوده است؟
عمده این مشکل با بجث برداشت آب ایجاد شده است. یعنی سفره های زیرزمینی آب درایران به نحوی تخلییه شده که مخاطرات جدی در نشست زمین ایجاد کرده است. اما باید برداشت دیگر مایعات وگازها از درون زمین را نیز به فرونشست منر می شود اما مشکلی که الان با آن روبرو هستیم بحث منابعی آبی است که به رغم اینکه ما کمیته ب در وزارت نیرو داریم اما با عدم همکاری وزارت جهاد کشاورزی روبرو هستیم وزارت جهاد کشوری که 90درصد منابع آب مصرفی در ایران در این حوزه مصرف می شود اساساً مسئولیت پذیر نسیت این عدم مسئولیت پذیری عامل جدی است فرونشست اکنون یک خطر جدی برای تمامیت ایران است.
 
وزارت کشاوزی 90درصد منابع آب ایران را مصرف می کند اما مسوولیتی نمی پذیرد نقش جانمایی وآمایش سرزمین در این زمینه چیست؟ مثلاً وزارت کشاورزی موظف شود در جایی که آب نیست کشاورزی را تعطیل کند؟
بله . آمایش سرزمین مساله مهمی است . ما باید آمایش سرزمین مجدد انجام دهیم. مثلاً در دشت ورامین تحت هیچ شرایطی نباید هندانه کاشته شود. وزارت کشاورزی زیر بار نمی رود. باید هم فرسایش خاک را درنظر بگیرد وهم به میزان ذخایرآبی دراعماق زمین توجه کند. برای درک بهتر وضعیت باید آمایشی جدید در ایران اتفاق بیفتد. ضمن اینکه وزارت کشاروزی باید سمت وسوی کاشت را به سمت کشت های کم مصرف سوق دهد واز روش های غرق آبی استفاده نکند.
 
فرونشست ها کدام بخش های ایران را بیشتر تهدید می کنند؟ آیا همه ایران را تهدید می کننند یا لزوماً بخش های خاصی از کشور را تهدید می کنند؟
واقعاً اگر بگویم همه ایران در معرض فرونشست هستند اغراق نکرده ام. حتی استان های شمالی ایران یعنی گیلان و مازندران نیز دچار فرونشست هستند این استان ها که دارای ذخایر آبی سفره های زیرزمینی هستند و اساساً سطح آب در این دو استان بالاست. اکنون نمی توانیم بگوییم دچار خطر نیستند این ادعا را شما تا آخرین استان ایران در نظر بگیرید؛ چه وضعیتی بر آنها حاکم است. اطلاعات و عکس های ماهواره ای نشان می دهند که میزان و عمق خالی بودن زمین در ایران تا چه اندازه خطرناک و تاسف آور شده است. اگر این تصاویر را ببینید خواهید دید چه اتفاقات تلخی افتاده است در نهایت باید گفت هرچقدر به سمت مرکز کشور حرکت می کنیم عمق فاجعه فرونشست زمین شدید تر است. البته استان های شمالی کشور نیز در این فاجعه دخیل هستند و این طور نیست که فرونشستی ندارند. در شرق و شمال شرق کشور نیز دراستان گلستان یک فاجعه تمام عیار رخ داده است. آمار سیل سال گذشته در گلستان به ما ثابت می کند دلیل این سیل از فرونشست ها بوده است.
 
تا زمانی که رسانه ها امکان اطلاع رسانی  از چنین بحرانی را با این شدت خطر و تهدید نداشته باشند مطالبه ای برای حل مساله شکل نمی گیرد اما با شناختی که از نهادها داریم همه چیز تحت عنوان تشویش اذهان عمومی و مسائل طبقه بندی شده پنهان سازی می شود و بحران به مرحله غیرقابل کنترل می رسد. آیا نیاز نیست این اطلاعات و هشدارها زودتر با کمک رسانه ها عمومی شوند تا راه حل نهایی و کارآمد به دست بیاید؟
من به عنوان رئیس سازمان نقشه برداری کشور کاری که می توانم بکنم این است که به تمام مقامات کشور مساله را با اطلاعات و آمار کافی و نقشه و.. اطلاع دهم که این کار را کرده ام اکنون هیچ مسئولیتی در ایران نیست که بتواند بگوید از بحران فرونشست و خطر جدی و مخاطرات اساسی آن اطلاع ندارد. هیچ کس، هیچ مقام مسئولی در ایران نیست که اکنون نداند در کدام منطقه از کشور چه اتفاقی دارد رخ می دهد. یا فلان خطوط ریلی و باند فرودگاهی، تاسیسات، پتروشیمی و پالایشگاهی، بیمارستانی و ... با خطر فرونشست مواجه است. این ادعا مستند به نامه ها ودرخواست­ها وارائه اطلاعاتی است که ازسوی سازمان نقشه برداری در طول حضور بنده دراین سازمان به نهادهای متولی ارائه شده است.
 
https://www.ncc.gov.ir/vdcj.hetfuqex8sfzu.html
ncc.gov.ir/vdcj.hetfuqex8sfzu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی