plus
reset
minus
plus
minus
تاریخ انتشارشنبه ۴ بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۳:۴۴
کد مطلب : ۳۳۹۳
مدیریت آبنگاری و امور جزرومدی اعلام کرد:

خزر در تلاطم ناملایمات زیست محیطی و آب و هوایی

تراز خزر در سال ۲۰۲۰ نسبت به سال ۲۰۱۹ پنج سانتیمتر کاهش یافته است. اگرچه میزان کاهش کم است ولی برای دریای خزر که در پانزده سال گذشته به تدریج کوچک شده و بازگشت به روزهای پرآبی را انتظار می کشد، عدم افزایش تراز دریا خبر خوبی به شمار نمی رود و بزرگترین دریاچه جهان باید همچنان بازگشت به تراز بالاتر را به انتظار نشیند.
خزر در تلاطم ناملایمات زیست محیطی و آب و هوایی
plusresetminus
به گزارش روابط عمومی سازمان نقشه برداری کشور، دکتر علی سلطانپور مدیر آبنگاری و امور جزرومدی سازمان نقشه برداری کشور با اعلام  این خبر عنوان نمود: « بررسی تغییرات تراز آب دریای خزر نشان می دهد که تراز آب این دریا در طی پانزده سال گذشته و عمدتا به دلیل کاهش آبهای ورودی دچار کاهش گردیده است. اگرچه دریای خزر در تاریخ خود کاهش ها و افزایشهای متعددی را به خود دیده و این تغییر نیز بنا به نظر بسیاری از محققین بصورت یک تغییر عادی در نظر گرفته شده است ولی برداشت آب از رودخانه های منتهی به این دریا هیچگاه به این میزان نبوده، بنابراین، کاهش فعلی دریای خزر با توجه به تغییرات آب و هوایی می تواند به عنوان یک کاهش بی بازگشت تلقی گردد که بزرگترین دریای آب شیرین دنیا را تهدید مینماید.»
ایشان در ادامه گفت: « تغییرات تراز آب دریاهای آزاد و اقیانوسها دارای مولفه های پریودیک (عموما جزرومدی) و تغییرات غیر پریودیک (مانند افزایش به دلیل گرمایش زمین و ذوب شدن یخها) می باشد که با دقت خوبی قابل مدلسازی و پیش بینی اند. در مقایسه، تغییرات تراز آب دریاچه ها به دلیل عدم اتصال به آبهای آزاد کاملا متفاوت بوده و وابسته به تغییرات اقلیمی در آن منطقه می باشد. به همین دلیل، دریاچه ها تغییرات تراز بیشتری را تجربه مینمایند. بطوریکه تغییرات تراز آب دریای خزر در یک قرن اخیر به میزان چند متر بوده در حالی که افزایش آبهای آزاد به دلیل گرمایش زمین در حدود 2 میلیمتر در سال می باشد. کاهش تراز آب دریاچه ارومیه به دلیل کمبود بارش و استفاده بی رویه ازآبهای جاری و ذخائر زیر زمینی نمونه بارزی از این وابستگی است. بنابراین، تغییرات تراز آب دریای خزر بعنوان بزرگترین دریاچه جهان از همین دیدگاه قابل بررسی است. »
سلطانپور همچنین با اشاره به بررسی های انجام شده در خصوص تغییرات تراز دریای خزر گفت:« در این مطالعه داده های ایستگاههای نکا، امیرآباد، فریدونکنار، نوشهر، انزلی و آستارا مورد بررسی قرار گرفتند. این بررسی ها نشان داد که تراز دریای خزر علاوه بر تغییرات پریودیک سالانه که بواسطه افزایش طبیعی ورودی رودخانه ها در نیمه اول سال و کاهش آن در نیمه دوم روی میدهد، تغییرات غیر پریودیک متعددی را در دوران حیات خود تجربه نموده است. داده های ایستگاه ماخاچکالا از سال 1900 میلادی نشان میدهد که این دریاچه شدیدترین کاهش تراز در قرن اخیر را در دهه 30 قرن 20 میلادی تجربه نموده است بطوریکه در یک دهه به میزان دو متر از تراز دریا کاسته شده است. این کاهش تراز سپس با نرخ آرامتری در طی دهه های بعدی (تا انتهای دهه 70 میلادی) ادامه داشته و با کاهش بیش از یک متر دیگر، تراز دریا در سال 1977 از منهای 29 عبور میکند. سپس تراز دریا از سال 1978روند افزایشی خود را آغاز نموده و طی 18 سال تراز دریا به میزان 2.5 متر افزایش یافته و تراز منهای 26.5 را سال 1995 ثبت میکند. سپس در طی دهه 1995 تا 2005، تراز دریا کاهشی نیم متری و افزایش به میزان سی سانتیمتر را تجربه کرده و از سال 2005، دریای خزر وارد دوره کاهش تراز دیگری میشود که هنوز ادامه دارد. مشاهدات تراز دریا حاصل از ایستگاههای تراز سنجی سازمان نقشه برداری کشور نشان میدهد که کاهش تراز دریای خزر در طی 15 سال گذشته (بجز سالهای 2012 و 2016 که افزایش تراز مشاهده است) بطور پیوسته ادامه داشته و در مجموع یک متر و سی سانتیمتر از تراز دریا در 15 سال اخیر کاسته شده است.»
مدیر آبنگاری و امور جزر و مدی همچنین افزود: «آب دریای خزر از طریق رودخانه های ورودی به آن تامین شده و سپس از سطح دریا تبخیر میگردد. بنابراین، تغییرات تراز دریا خزر را می باید در تغییرات این موازنه جستجو نمود. رودخانه ولگا به تنهایی 80 درصد آب ورودی به دریای خزر را تامین مینماید و در رده های بعدی رودخانه های آرال و کورا قرار میگیرند. با توجه به این موضوع، تغییرات ورودی رودخانه های فوق الذکر مورد بررسی قرار گرفتند. این بررسی ها نشان میدهد که دبی رودخانه های آرال و کورا در سالیان گذشته به آرامی رو به کاهش بوده است. با این همه به نظر می رسد که تغییرات رودخانه ولگا نقش اصلی را در این خصوص به عهده داشته است. تغییرات دبی رودخانه ولگا نشان میدهد که تغییرات تراز دریای خزر کاملا وابسته به آن بوده بطوریکه کاهش دبی رودخانه در دهه  70 میلادی، مینیمم تراز دریا را در قرن اخیر به دنبال داشته و افزایش آن در دهه 90، افزایش تراز دریا در دهه 90 را موجب گردیده است. در همین راستا و با توجه به کاهش دبی رودخانه ولگا از ابتدای قرن 21، تراز دریا نیز مجددا و از سال 2005 رو به کاهش گذاشته است. در این خصوص نمیتوان از نقش افزایش تبخیر ناشی از گرمایش هوای کره زمین در قرن اخیر چشم پوشی نمود اگرچه میزان این تاثیر نیازمند بررسی های دقیق تر است.
وی ادامه داد: با توجه به مطالب فوق به نظر می رسد که تغییرات تراز دریای خزر به شدت وابسته به وضعیت اقلیمی و نزولات جوی در منطقه و بویژه حوضه آبریز ولگا می باشد. اگرچه برداشت های بی رویه از آبهای ورودی در دهه های گذشته نیز نمیتواند در این خصوص بی تاثیر باشد. برای مقایسه خوب است بدانیم که کاهش تراز دریای خزر به میزان یک متر معادل کاهش 360 کیلومتر مکعب از حجم آب دریای خزر می باشد که این میزان معادل 12 دریاچه ارومیه در زمان پرآبی است. بنابراین با توجه به کاهش 1.3 متری تراز دریا در 15 سال اخیر، حدودا 470 کیلومتر مکعب (470 میلیارد متر مکعب) از آب دریای خزر کم شده است.



سلطان پور در خصوص پایش تراز دریای خزر اینگونه توضیح داد: « شبکه دائمی پایش تراز دریا متعلق به سازمان نقشه برداری کشور با ایجاد ایستگاههای جزرومدی در دهه 60 شمسی در بنادر کنگان، بوشهر، شهید رجایی و چایهار آغاز به کار نمود و هم اینک شامل 15 ایستگاه در سواحل جنوب کشور و 5 ایستگاه در سواحل شمال کشور است که تقریبا همگی بصورت برخط عمل نموده و داده ها را به مرکز جمع آوری و آنالیز داده در تهران ارسال مینمایند. همکاری های گسترده در سالهای اخیر با سازمان بنادر و دریانوردی، ایستگاههای بیشتری را در سواحل شمال و جنوب کشور به این شبکه اضافه نموده که اطلاعات و نتایج آن در یک بستر مشترک بزودی در دسترس کاربران قرار خواهد گرفت. پایش تراز آب دریای خزر با استفاده از ایستگاههای ساحلی پایش تراز آب، امکان پایش دقیق تر تغییرات این حوزه آبی را فراهم آورده مقایسه آن با کشورهای همجوار نیز اهمیت بررسی مباحث اختلاف دیتوم و سیستمهای ارتفاعی کشور ایران با دیگر کشورهای حوزه دریای خزر را نمایان نمود که عمده این اختلاف با معرفی سیستم جدید ارتفاعی کشور برطرف شده و مابقی آن با یکسان سازی سیستمهای ارتفاعی قابل بررسی است که در کمیته مراقبتهای آب و هوایی خزر CASPCOM مطرح شده و از طریق کمیته ژئوماتیک ECO در حال پی گیری است. جمع آوری داده های تراز آب دریا در سواحل شمال کشور توسط سازمان نقشه برداری کشور از سال 1998 میلادی در منطقه نکا آغاز گردید و سپس ایستگاههای انزلی، آستارا، رامسر، نوشهر، فریدونکنار و بندر ترکمن به شبکه اضافه شدند. در سالهای اخیر، ایستگاه رامسر به دلیل نامناسب بودن محل ایستگاه و بندر ترکمن به دلیل کاهش تراز آب و نبود مکان مناسب حذف شده و ایستگاه نکا به بندر امیر آباد منتقل گردیده است. »
وی در پایان متذکر گردید که اگرچه کاهش تراز آب دریای خزر به میزان بیش از یک متر در تاریخ این دریاچه بی سابقه نبوده و تراز این دریا مقادیر کمتری را نیز در دهه 70 میلادی تجربه نموده است ولی نمیتوان این موضوع را از نظر دور داشت که تاثیرات ناشی از گرمایش زمین و مداخلات انسانی و همچنین عدم اتصال دریای خزر به آبهای آزاد میتواند به برگشت ناپذیری بخشی از این کاهش آب کمک کند. بعنوان نمونه میتوان به دریاچه ارومیه اشاره نمود که مباحث مربوط به پریودیک بودن تغییرات اقلیمی در خصوص آن مطرح گردید ولی برداشتهای زیاد آب و عدم ورود آب به میزان مناسب در کنار کاهش بارش موجب گردید که کاهش آب تشدید شده و عدم توازن بین آب ورودی و خروجی به دریاچه موجبات بحرانی شدن آن را فراهم آورد. از تبعات ناشی از کاهش تراز دریای خزر میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
  • _مخاطرات زیست محیطی ناشی از کاهش آب در تالابها و بویژه خلیج گرگان: کاهش تراز آب موجب میگردد تا مواردی مانند مرداب انزلی، تالاب میانکاله و خلیج گرگان که از زیستگاههای گونه های خاص جانوری و گیاهی به شمار می روند با خطر کم آبی و خشکسالی روبرو شوند. اتصال خلیج گرگان به دریای خزر به دلیل کاهش تراز آب دریا امروزه به دشت در مخاطره بوده و موضوع نجات خلیج گرگان توسط محققیقن و مسئولین دنبال میشود که نیازمند لایروبی دهانه های اتصال بعنوان یک راه حل کوتاه مدت است ولی در صورت ادامه کاهش تراز آب میتواند به بحرانی مشابه دریاچه ارومیه در خلیج گرگان تبدیل شود.
    _کاهش تجارت دریایی ناشی از کاهش عمق آب در بنادر: کاهش آب موجب میگردد تا شناورهای با آبخور بالا نتوانند به بنادر وارد شوند و بنابراین بنادر نیازمند لایروبی های بیشتر خوهند بود که این موضوع هزینه بالایی را به بنادر تحمیل میکند. کاهش تراز دریا در خلیج گرگان موجب گردید تا فعالیت بنادر ترکمن و بندر گز مختل شود و کاهش بیشتر تراز آب دریا میتواند بنادر دیگر را نیز تهدید نماید. این موضوع در بخش شمالی دریای خزر که دارای عمق کمتر است از جدیت بیشتری برخوردار است.
    _تعیین و کنترل حریم دریا: اگرچه حریم دریا بصورت تئوری و بر مبنای ارتفاع تعریف شده است ولی پیاده سازی آن بصورت عملی خیلی موفق نبوده است و ناسازگاریهای متعددی در این خصوص دیده میشود. لذا، کاهش تراز آب دریا میتواند موجبات تعرض بیشتر به حریم دریا را فراهم کند که در صورت افزایش مجدد تراز آب هزینه های زیادی به ساحل نشینان تحمیل نماید.
    در خصوص اهمیت پایش تراز آب دریا همچنین میتوان به تغییر خط ساحل و تعیین حدود دریایی نیز اشاره نمود که این موضوع با توجه به تعریف حدود دریایی بر طبق کنوانسون حقوقی دریای خزر بسیار مهم است. توجه شود که خط مبنا در این کنوانسیون عدد -28 در نظر گرفته شده است که همان چارت دیتوم مورد استفاده در نقشه های روسی است که بر اساس مبنای ارتفاعی دریای بالتیک و سیستم ارتفاعی نرمال تعریف شده است. حال اینکه سیستم ارتفاعی کشور ایران برخلاف سیستم روسیه نرمال نبوده و یک سیستم ارتومتریک است. تعریف یکسان سیستم و مبنای ارتفاعی که از وظایف سازمان نقشه برداری کشور است میتواند به حل موضوع و تعریف دقیق خطوط مبنا بیانجامد. این خطوط مبنا سپس در تعریف حدود آبهای داخلی، سرزمینی و منطقه ماهیگیری و حوزه مشترک همچنانکه در کنوانسیون فوق تعریف شده اند استفاده میشوند.





نگارنده : فائزه سلامی
https://www.ncc.gov.ir/vdcj.hetfuqettsfzu.html
ncc.gov.ir/vdcj.hetfuqettsfzu.html
ارسال نظر
نام شما
آدرس ايميل شما
کد امنيتی